سيد محمد باقر برقعى
786
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مدّاح حسين با عشق حسين جان دل تسكين است * عمريست كه عشق او مرا آيين است توصيف كسى به هيچ عنوان نكنم * مدّاح حسينم ، افتخارم اين است ثناگوى حسين عالم شده روشن امشب از روى حسين * جانها همه شد معطّر از بوى حسين فرمود رسول اكرم اين طرفه كلام * خوش آن شود ز جان ثناگوى حسين به نام فاطمه آن كس كه به نام فاطمه مفتخر است * در مجلس سوگوارىاش ديده تر است در روز جزا به پاىخيزان حساب * از كيفر دوزخ او همى برحذر است چه خوش است مدّاح علىّ و آل بودن چه خوش است * زنگار ز سينهها زدودن چه خوش است چون بلبل نغمهخوان به گلزار ولا * اشعار مديحهشان سرودن چه خوش است ميلاد ابو الفضل العبّاس يكبار دگر عقده ز دلها وا شد * در عرش علا ، بزم طرب بر پا شد در صحنهء قدرت از عطاى احدى * هم بازوى مرتضى علىّ پيدا شد